خوب حالا اون عبد صالح چگونه به خدا نزدیک شده؟؟

آیا اعمال صالحه اش نبوده که اون رو به این درجه رسونده؟؟؟

آیا ما هم اگه اعمال صالح انجام بدیم نماز بخونیم زکات بدیم ...جهاد کنیم  ... خدا را اطاعت كنيم و فقط از خدا طلب كنيم نزد خدا با آبرو تر نيستيم؟؟؟ منم آن ... كه رستم بود پهلوان كه نشد  ... حالا اگه رستم زنده بود و در نزد شما بود شايد كمكي بهت ميكرد ...

چنانچه ده ها و صدها  آیه در این باره نازل شده و وسيله هاي تقرب به خدا رو ذكر كردن به صورت متواتر و تاكيد...

نماز 69 بار در قرآن تکرار شده و فقط برای نمونه :سوره انفال:

 

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾

أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿۴﴾

 

همانان كه نماز را به پا مى‏دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (۳) 

آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود (۴)

به معنی آیه توجه کنید میفرماید آنان که نماز بر پا میدارند آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود معني آيه روشن و واضح است

ودر جايه ديگر از زکات 31 بار در قرآن به آن امر شده نمونه آیه : سوره نسا

 

وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿۱۶۲﴾

و خوشا بر نمازگزاران و زكات‏دهندگان و ايمان‏آورندگان به خدا و روز بازپسين كه به زودى به آنان پاداشى بزرگ خواهيم داد (۱۶۲)

که نماز و زکات را مایه پاداش بزرگ نشان میده و اين قرآن سخن الله تعالي هست و وعده خدا حق است كه ميگه خوشا به حال نمازگزاران و زكات دهندگان ... و در هيچ جاي قرآن ذكر نشده كه فلان امام يا اهل بيت را مثال بياورد و مايه رستگاري بخواند ...

و در جای دیگر قرآن 277 بار توصیه به اعمال صالح شده و در اکثر آیاتی که عمل صالح در آن ذکر شده وعده بهشت داده شده که برای نمونه آیه:سوره عنکبوت:

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۷﴾

و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند قطعا گناهانشان را از آنان مى زداييم و بهتر از آنچه مى‏كردند پاداششان مى‏دهيم (۷)

و یا سوره سبا :

لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿۴﴾ وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ ﴿۵﴾

تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند به پاداش رساند آنانند كه آمرزش و روزى خوش برايشان خواهد بود (۴) و كسانى كه در [ابطال] آيات ما كوشش مى‏ورزند كه ما را درمانده كنند برايشان عذابى از بلايى دردناك باشد (۵)

كه عمل صالح را موجب  آمرزش ميداند ... و اينها فقط نمونه آيات هستند و از این قبیل صدها آیه وجود داره

 

و در جای دیگه از جهاد در قرآن 44 بار ياد شده در قرآن مجيد كه 17 بار آن امر به جهاد در راه الله سبحان شده

آيه 35 سوره مائده:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۵﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد و به او تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد

سوره آل عمران خداوند رحمان چنين ميفرمايد :

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ﴿۱۴۲﴾

آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مى‏شويد بى‏آنكه خداوند جهادگران و شكيبايان شما را معلوم بدارد (۱۴۲)

و آيه 35 سوره مائده جهاد را وسيله نزديكي و رستگاري وصف ميكند ...

و در جايي ديگه  خداوند برخي از صفات كساني كه مورد آمرزش خدا قرار ميگيرند  رو در سوره احزاب بيان ميكنه:

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿۳۵﴾

مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى‏كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است (۳۵)

 كساني كه عبادت خدا ميكنند كساني كه راستگو هستند آنان كه صبر ميكنند در راه خدا ..آنها كه فروتن هستند آنان كه صدقه ميدهند آنان كه روزه ميگيرند كساني كه پاكدامني پيشه ميكنند خدا را فراوان ياد مى‏كنند  ... اين اعمال را مايه آمرزش خدا ميداند

 

حالا اين همه نشانه روشن در قرآن كه قرآن به سراحت ميفرمايد مايه رستگاري و وعده بهشت را با انجام اين اعمال به سراحت بيان ميكند ... باز شما امامان(گذشته گان) را ميخوانيد ... قسم به اسم آنها ميخوريد ... چسپيدين به ضريح  ...  اگر من فقط چند نمونه از خرافات كه در مذهب شيعه صفوي رسوخ كرده رو اينجا بيان كنم دل هر شيعه علوي  و نه شيعه صفوي رو  به درد مياره ...  از كتاب اصول كافي ... كه مركز خرافاته ... كه براي پست بعدي حتما سعي ميكنم رو اون تمركز كنم ...

 

يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ﴿۶۶﴾ احزاب

وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿۶۷﴾ احزاب

روزى كه چهره‏هايشان را در آتش زيرورو مى‏كنند مى‏گويند اى كاش ما خدا را فرمان مى‏برديم و پيامبر را اطاعت مى‏كرديم (۶۶)و مى‏گويند پروردگارا ما رؤسا و بزرگتران خويش را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند (۶۷)

 


نوشته شده توسط 23 در شنبه سی ام مرداد 1389

لينك مطلب

اگر مردگان نمي‌شنوند پس چرا بر آنها سلام ميكنيم؟
براي جواب دادن به اين سوال اول بايستي معناي واقعي «سلام» را روشن كنيم
ريشه سلام همان سلامت و امنيت كامل مي‌باشد از هر گونه شر و بدي و نگراني
اگر اندكي عربي بدانيم عبارت «السلام عليك/ السلام عليكم و...» يك عبارت ساده نبوده و بلكه دعا مي‌باشد يعني سلامت و مصون باش از هر گونه بلا و عذاب.كه اين هم براي زندگان مقبول است و هم براي مردگان بسي نافع است وعلاوه بر این سلام دادن معنی دیگری نیز دارد وآن اینکه به طرف مقابل می گوییم که او از ما در امان است ود ر اینصورت لازم نیست ورده صدای سلام دادن ما را بشنود
 

به گواهی قرآن مردگان نمی شنوند

(انک لا تسمع الموتی ولا تسمع الصم الدعاء اذا ولو مدبرین )
«بي‌گمان تو نمي‌تواني مرده را شنوا بگرداني، و نداي (دعوت خود) را به گوش كران برساني، وقتي كه  پشت مي‌كنند و  مي‌گريزند


شنیدن صدای پیامبر (ص) توسط کفار کشته شده جنگ بدر یک معجزه بوده وکلیت ندارد !!!

خداوند بعنوان معجزه رسول گرامي اش در آن لحظه کفار کشته شده بدر را شنوا ساخته بود. اما خداوند هميشه آنرا انجام نمي‌دهد بلكه اين از بزرگي و منت اوست كه در برخي موارد براي پيامبرانش سلام الله عليهم مانند جنگ بدر انجام مي‌دهد
حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ سَمِعَ رَوْحَ بْنَ عُبَادَةَ حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ أَبِي عَرُوبَةَ عَنْ قَتَادَةَ قَالَ: ذَكَرَ لَنَا أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ عَنْ أَبِي طَلْحَةَ أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِ أَمَرَ يَوْمَ بَدْرٍ بِأَرْبَعَةٍ وَعِشْرِينَ رَجُلًا مِنْ صَنَادِيدِ قُرَيْشٍ فَقُذِفُوا فِي طَوِيٍّ مِنْ أَطْوَاءِ بَدْرٍ خَبِيثٍ مُخْبِثٍ وَكَانَ إِذَا ظَهَرَ عَلَى قَوْمٍ أَقَامَ بِالْعَرْصَةِ ثَلَاثَ لَيَالٍ فَلَمَّا كَانَ بِبَدْرٍ الْيَوْمَ الثَّالِثَ أَمَرَ بِرَاحِلَتِهِ فَشُدَّ عَلَيْهَا رَحْلُهَا ثُمَّ مَشَى وَاتَّبَعَهُ أَصْحَابُهُ وَقَالُوا: مَا نُرَى يَنْطَلِقُ إِلَّا لِبَعْضِ حَاجَتِهِ حَتَّى قَامَ عَلَى شَفَةِ الرَّكِيِّ فَجَعَلَ يُنَادِيهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ يَا فُلَانُ بْنَ فُلَانٍ وَيَا فُلَانُ بْنَ فُلَانٍ! أَيَسُرُّكُمْ أَنَّكُمْ أَطَعْتُمْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّا قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالَ: فَقَالَ: عُمَرُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا تُكَلِّمُ مِنْ أَجْسَادٍ لَا أَرْوَاحَ لَهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ r: وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ مَا أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ مِنْهُمْ» قَالَ قَتَادَةُ: أَحْيَاهُمْ اللَّهُ حَتَّى أَسْمَعَهُمْ قَوْلَهُ تَوْبِيخًا وَتَصْغِيرًا وَنَقِيمَةً وَحَسْرَةً وَنَدَمًا»

«ابوطلحه مي گويد: نبي اكرم روز بدر، دستور داد تا (جسد) بيست و چهار نفر را از سران قريش را در يكي از چاه هاي كثيف و متعفن بدر بيندازند. و عادت رسول خدا اين بود كه هر گاه بر قومي پيروز مي شد، سه شب در ميدان جنگ مي ماند. بدين جهت، روز سوم جنگ بدر، دستور داد تا شترش را جهاز كنند. سپس براه افتاد و صحابه نيز بدنبالش براه افتادند. آنها مي‌گويند: ما فكر مي‌كرديم كه براي انجام كاري مي رود. ولي آنحضرت به مسيرش ادامه داد تا اينكه كنار آن چاه ايستاد و هر يك از كشته شدگان را با نام و نام پدرش صدا مي زد و مي فرمود: «اي فلان بن فلان! و اي فلان بن فلان! آيا بهتر نبود كه از خدا و رسولش، اطاعت مي‌كرديد؟ همانا ما به آنچه كه پروردگارمان وعده داده بود، رسيديم. آيا شما هم به آنچه پرودگارتان وعده داده بود، رسيديد»؟
راوي مي‌گويد: عمر گفت: اي رسول خدا! با اجسادي كه روح ندارند، سخن مي‌گويي؟ رسول الله فرمود: «سوگند به ذاتي كه جان محمد در دست اوست، شما سخنان مرا بهتر از آنان نمي شنويد» قتاده میگوید: خداوند آنها را زنده ساخت تا که فرموده های رسول الله را بشنوند، و [این زنده ساختن آنها]
فقط بخاطر توبیخ و سرزنش و تذلیل، حسرت و پشیمان ساختن آنها بود. 

سرگذشت حضرت عزیر که در قرآن آمده است دلالت دارد که مردگان از همه جا بیخبرند وچیزی از این دنیا در زمان مرگشان نمی دانند

آيا حضرت عزير زماني كه برانگيخته شد از چيزهايي كه در زمان مرگش روي داده بود اطلاع داشت؟ در حالي كه وقتي خداوند از وي سوال مي‌كند چقدر در خواب بوده اي، جواب داد: روزي يا چندی از روز!!
اين بزگوار مدت صد سال ندانست چه شده، حال برخي بنا به استدلال چند حديث كه احتمال موضوع بودن آنها هست مي گويند: مرده از اوضاع زائر با خبر است. 

سوالاتی که توسط خداوند از پیامبران پرسیده می شود وپیامبران نسبت به آنها اظهار بی اطلاعی می کنند گواه بر این است که مردگان از اوضاع زمان مرگشان اطلاعی ندارند


آیات ذیل دلالت بر این دارند که مردگان نمیشنوند
1-«چه كسي گمراه‌تر از كسي است كه غیر خدا پرستش كند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را به فرياد بخواند و پرستش كند) پاسخش نمي‌گويند؟ (نه تنها پاسخش را نمي‌دهند، بلكه سخنانش را هم نمي‌شنوند) و اصلاً آنان از پرستشگران و به فريادخواهندگان غافل و بي‌خبرند». (احقاف5)
2-اموات غیر احیاء وما یشعرون ایان یبعثون (النحل 21)
«مردگاني كه غير از زندگان و خصوصيات زنده ها هستند و حس و شعوري ندارند تا آن كه برانگيخته شوند».
البته شیعیان می گویند این آیه برای بتها است ولی ما در جواب می گوییم این آیه برای بتها نیست چرا که آیه گفته آنها برانگیخته خواهند شد وحساب پس خواهند داد وبر اگیخته شدن در مورد بتها ی بی جان متصور نیست
منابع وماخذ علاوه بر نظرات شخصی خودم


نوشته شده توسط 23 در جمعه بیست و نهم مرداد 1389

لينك مطلب

چرا توسل به پیامبر را در زمان زنده بودن وی جایز هست اما در زمان مرگ باید مشکوک باشد؟ آیا زندگی و مرگ اثری در حقیقت شرک دارد؟ اگر شرک است فرقی نمیکند چه پیامبر زنده باشد و چه مرده ؟باید شرک تلقی شود؟

پاسخ اهل سنت:
اين شبيه به اين است كه بگوییم:
رفتن به پیش دکتر را در زمان زنده بودن وی جایز هست اما بعد مرگش رفتن به مطب دکتر مرده باید مشکوک باشد. آیا زندگی و مرگ اثری درحقیقت درمان دارد؟ اگر درمان است فرقی نمیکند چه دكتر زنده باشد و چه مرده ؟!!
آیا یک انسان اندیشمند چنین میگوید؟
ای دوستان شیعه مگر شما مسلمان نیستید؟ مگر قرآن تلاوت نمیکنید، مگر این آیه را در قرآن ندیدید؟!
(وَمَا یسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ)19

«و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند،»

(وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ)20
و نه ظلمتها و روشنایی،

(وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ)21
و نه سایه و باد داغ و سوزان!

« وَمَا یسْتَوِی الْأَحْیاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یسْمِعُ مَنْ یشَاءُ وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ» سوره فاطر/22
و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند! خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد می‌رساند، و تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته‌اند برسانی (سوره فاطر)

این قرآن است که کور و بینا و سایه و آفتاب و تاریکی و روشنایی و مرده و زنده را برابر نمیداند
این قرآن است که به پیامبر میگوید تو نمیتوانی به مرده سخنی را بفهمانی، یک سال هم سخنرانی کنی مرده چیزی از گفته هایت را درک نمیکند.
و با وجود این آیات، شما میگویید چه فرق است بین طلب از مرده و درخواست از زنده!!

من شما را نصیحت میکنم
علت این لجبازی شما این است که تصور درستی از آخرت و عذاب جهنم ندارید گرنه اینقدر پوچ و بیهوده سخن نمیگفتید.
حتی اگر آیه ها هم نمیبود، عقل سلیم حکم میکند که تاریکی و روشنایی و کوری و بینایی و زنده و مرده را یکسان ندانید

ما رو با گروه تروریستی عبدالمالک مقایسه میکنند ... مواضع اهل سنت و جبهه گیریه اهل سنت در مورد این گروه روشن است پس به ما افترای بیخود نزنید ... و بهانه های واهی نگیرید ...


نوشته شده توسط 23 در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389

لينك مطلب

این روزا زیاد میبینیم ادمایی رو که با گریه و زاری به ضریح می چسبن و از مرده ای که صداشونو نمیشنوه کمک میخوان وجای تاسفه برای دریافت کمک این مرده ای که هیچ کاری ازدستش برنمیادکلی خرج بارگاهش میکنن و...اولا که این بزرگواران صدای ما رو نمیشنون ولی به فرض هم که بشنون یعنی اونا از ما که در رابطه با عزیزانمون از هیچ کمکی دریغ نمیکنیم ومطمئنا هم بی هیچ چشم داشته این کمک کمترن؟ و در جواب اونایی که میگن اونها بدلیل فضیلت های زیادی که دارن میشنون و واسطه میشن باید بگم ایات زیادی در قران کریم هست که خداوند میگه مرده ها قادر به شنیدن حرفهای مانیستن و به نص قرآن سوره نمل آیه ۸۰ خداوند میفرماید:

" إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى "

خداوند در قران ایه ی  ۱۹۴سوره ی اعراف میفرمایند :

(إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

(در حقيقت كسانى را كه به جاى خدا مى‏خوانيد بندگانى امثال شما هستند پس آنها را  بخوانيد اگر راست مى‏گوييد بايد شما را اجابت كنند )

اینجا دون به معنی پست تر و یا پایین تر هستش که شامل همه ی مخلوقات میشه!(اعم از مرده وزنده)

و در جای دیگه که خداوند تبارک تعالی دیگه شکی را نمیگذارد بر این که آنها دعای شما را نمی شنوند نکته اساسی و مهم  میفرماید:

 سوره فاطر آیه ۱۳ و۱۴:

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ (۱۳)

إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ (۱۴)

و كسانى را كه بجز او مى‏خوانيد مالك پوست هسته خرمايى [هم] نيستند (۱۳)

اگر آنها را بخوانيد دعاى شما را نمى‏شنوند و اگر [فرضا] بشنوند اجابتتان نمى‏كنند و روز قيامت‏شرك شما را انكار مى‏كنند و [هيچ كس] چون [خداى] آگاه تو را خبردار نمى‏كند (۱۴)

و همین طور در جای دیگر خداوند سبحان میفرمایدسوره فاطر آیه ۲۲ :

 وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ ﴿۲۲﴾

 و تو كسانى را كه در گورهايند نمى‏توانى شنوا سازى (۲۲)

 

اگر مردگان نمي‌شنوند پس چرا بر آنها سلام ميكنيم؟
براي جواب دادن به اين سوال اول بايستي معناي واقعي «سلام» را روشن كنيم
ريشه سلام همان سلامت و امنيت كامل مي‌باشد از هر گونه شر و بدي و نگراني

اگر اندكي عربي بدانيم عبارت «السلام عليك/ السلام عليكم و...» يك عبارت ساده نبوده و بلكه دعا مي‌باشد يعني سلامت و مصون باش از هر گونه بلا و عذاب
كه اين هم براي زندگان مقبول است و هم براي مردگان و هر زنده ای این حق را دارد که بر مرده ای دعا کند و طلب خیر برای او کند ... چون پرونده اعمالش در این دنیا باز است

و حالا این سوال پیش میاد به گواهی قرآن مردگان نمی شنوند

 همه ی ما توی نمازامونم به بندگان صالح خدا درودمیفرستیم ولی اونا صدای ما رونمیشنون واصلا لازمه ی سلام کردن شنیدن اون توسط شخصی که بهش سلام میشه نیست!

و اصل سلام دعا برای مرده است آن هم به درگاه خدا ...

(یه مورد دیگه هم که میتونه قانع کننده تر باشه اینکه پس چرا به پیامبر سلام میکنیم؟فرشته هایی سلام ماروبه پیامبر ابلاغ میکنن!ودررابطه با اشخاصی که بارفتن به همین زیارتگاه ها ودرخواست حاجات خودشون جواب گرفتن این تنها مختص زیارتگاه های مسلمونا نیس افرادمسیحی یاکسانی که تابع ادیان ومذاهب متفاوتی هستن هم باکمک گرفتن از شخص مقدسی که بهش اعتقادداشتن به نتیجه رسیدن ورفع این نیازهاشون روهم به همون فردمقدس نسبت میدن درحالیکه تنهاکسی که ازتمامی نیازهای تک تک بندگانش اگاهی کامل داره وحاجاتشون رورفع ورجوع میکنه قادر مطلقه!)


نوشته شده توسط 23 در جمعه بیست و دوم مرداد 1389

لينك مطلب

حيله بسيار جالبيه كه اگه اين حيله كارگر بشه ديگه نه نماز لازمه نه مسجد لازمه نه قرآن لازمه ... همه مردمي كه نان ميخورند خدا را قبول دارند ... پس همه مومن و موحد هستند تمام شد؟؟ ... در حالي كه چنين نيست مسئله خدا شناسي مسئله پيشه پا افتاده ايه و هيچ ربطي به مذهب و دين نداره ... فرمان خدا اطاعت كردن خدا را به يكتايي پرستيدن اين مورد نظره ... نه ا فقط خدا شناسي ... جالب اينجاست كه در جامعه بت پرستان مكه عبدالله نام زياد بوده ... خود مكي ها بسيار به خدا توجه داشتن منتها خداي با واسطه ... اونها ميگفتن (لات و غزي و هبل ومنات و نائله) اينها بنده گان خوب خدا بودن كه خدا به اينها تجلي كرده ... ما به اين اشخاصي كه مورد توجه خدا بودند توجه ميكنيم  اينها را ميپرستيم و را ستايش ميكنيم و اينها ما را نزد خدا شفاعت ميكنند و اين به نص قرآن است آيه 18 سوره يونس ميفرماييد:

وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۱۸﴾

(به جاى خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند و نه به آنان سود مى‏دهد و مى‏گويند اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند بگو آيا خدا را به چيزى كه در آسمانها و در زمين نمى‏داند آگاه مى‏گردانيد او پاك و برتر است از آنچه [با وى] شريك مى‏سازند (۱۸)

فلسفه بت پرستي اين بوده كه ميگفتن اين بتها شفاعت ما را نزد خدا ميكنند ...و ما را به خدا نزديك ميكنند ...

در آيه ديگه كه باز هم مكيه خداوند ميفرمايد سوره زمر آيه 3:

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى

( كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند نمى‏پرستيم )

مشركان كساني هستند كه از غير خدا (بتها مجستمه افراد خوب .. سنگها ... پيامبران .. زيارتها .. امامان .. شامل غير خدا ميشود) معبودهايي را انتخاب ميكنند و ميگوييند ما نمي پرستيم اينها را مگر اين كه ما را به خداوند نزديك كنند ... میگفتند ما خيلي كوچيكيم ..گنهكاريم .. رو سياهيم ممكنه خدا ما را نپذيرد ... و مثال ميزدند مشركان : ميگفتند  همه افراد ملت لياقت ندارند  شايستگي ندارند كه با شاه مملكت تماس بگيرند و از او حاجت بخواهند ... استاندار وفرماندار وكيل و وزير براي همين است كه مردمي كه نمي توانند و امكان ندارند با شاه تماس بگيرند ... از طريق مقامات حاجت خود را به دربار برسانند ... و شاه به وسيله مامورين كار اونها را انجام بدهد ... اونها ميگفتند... خدا خيلي بزرگه ...ما با اين نمايندگان خدا روي زمين (مجستمه افراد خوب بتها ) تماس ميگيريم اينها نزد خدا كمكمون ميكنند ... (البته جدیدا" امامان و زیارتها نیز به این لیست افزوده شده )حالا اينها اشتباه ميكردند چون اگر شاه ميتوانست اگر رئيس جمهور ميتوانست با همه مردم تماس بگيرد ديگه  وزير و وكيل لازم نبود ... عجز رئيس جمهور و شاه باعث شده كه وزير و كيل بوجود بياد ... خدا كه عاجز نيست ... خداوند از رگ گردن به بنده خودش نزديكتره به نص قرآن :

ونحن اقرب اليه من حبل الوريد

(ما نزديكتر از رگ گردن هستيم )

بنابراين وقتي خدا از رگ گردن به ما نزديكتره  ... چه نيازي دارد كه ما به نزد ديگران برويم و كسي را واسطه قرار بدهيم كه خدا خودش به ما نزديكتره از اون كس ...

به هر حال كليه بت پرستان مكه خداي بي مانند را قبول داشتن ولي به دلايلي از پرستش خداي بي مانند سر باز ميزدنند

مشهور است در غزوه بدر نخستين جنگ مسلحانه بين كفر و اسلام

لشكر اسلام به فرماندهي سيد اولين والاخرين حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه وسلم  با سيصد و سيزده سرباز مومن از مهاجرين و انثار لشكر كفر هم به فرماندهي ابوجهل و نهصد سرباز مشرك  وقتي دو لشكر صف آرايي كردن ... قبل از شروع جنگ ابوجهل دستهايش را بلند كرد و گفت:  (اللهم  (اون ديگه به لات ..عزي و منات ديگه توجهي نكرد اللهم گفت لفظ اللهم فقط براي خداوند يكتا به كار مي بردند عرب) گفت اللهم(الها هركس خويشاوندي را ناديده گرفته هر كس چيز غريب و نا شناخته اي آورده هر كس از حق دورتر است اينجا نابودش كن)

رسول الله دعايش  را شنيد گفت الله اكبر به نفرين خودش هلاك شد

نه تنها ابوجهل معتقد به خداي واحد بود تازه معتقد بود اون چيز كه خودش داره حقه خيلي مخلصانه ميجنگيد فكر ميكرد كه اون چيز كه داره حقه ... اما چون باطل در نظرش حق جلوه كرده بود باطل به شكل حق در آمده بود ... برايش بي مورد و بي معني بود نفعي نداشت ... پس قرار اين نيست كه ما هر چه را پسنديديم و اون را حق ناميديم همون انجام بديم و سعادتمند شويم ...و قرار اين نيست كه ما بر اساس فطرت ابتدايي (شناخت خدا ) و انساني وجود خدا را قبول كنيم و بگوييم بله حالا ديگه تمام شد من مومن كاملم ...

قرار است بر خلاف هوا و هوس اقدام بكنيم ... شهوت ها را بزاريم كنار ... رياضت روحي و جسمي را در حد دستوره شرع انجام بديم ...بر خلاف خاصًه نفس و هوا وهوس و شهوت ... فرمان خدا را اطاعت كنيم ... خدا را به يكتايي بپرستيم ... چنانچه به يكتايي ميشناسيم ...همانطور كه همه چيز را مال خدا ميدانيم ... فقط از خدا بترسيم و فقط به خدا اميدوار باشيم ... اگر حداقل اين شرايط را انجام بديم ... ما موحديم ... مومن هستيم ...

و اين خلاف است كه افرادي تصور ميكنند ما چون وجود خدا را قبول داريم ديگه تموم شد ديگه ما موحديم ... در حالي كه چنين نيست ...  زيرا خلاف تمامه اديان آسماني ست  ... هيچ ديني اين را نگفته ...كه خدا را بشناس ...

خداوندا ما را از جمله موحدين قرار بده ... خداوندا ما را از فتنه هاي اين جهان مصون بدار ...الها تو يكتايي و فقط ذكر نام تو ميگوييم و تويي پاك و منزه ... و تويي كه بر مشركين مكه حجت را تمام كردي ... و تويي خداونداین جهان ... و تويي از رگ گردن به ما نزديكتر ... پس تو را ميخوانيم ... و به نام بزرگ تو سوگند ياد ميكنيم ... و از تو طلب بهشت برَين داريم و تويي كه دعاها را مستجاب مي كني بي هيچ واسطه ...

همانا پاك و منزه است خداوند سبحان


نوشته شده توسط 23 در چهارشنبه بیستم مرداد 1389

لينك مطلب

در قرون اخير مخصوصا در 100 سال اخیر ... مخصوصا در شرق ميانه ... بلاخص در اين منطقه ... بين مردم توسط مبلغان زيرك و حيله گر ضد اسلام چنين جلوه داده شده كه توحيد يعني اعتقاد به وجود خدا ... يعني هركس ...  وجود خدا را به عنوان آفريدگار بپذيرد ... موحده است... توحيد را دارد ... بعضيها پا از اين هم فراتر گذاشته اند ...و گفته اند اگر كسي  معتقد به وجود خدا باشد و در رفتار با مردم نيكوكار باشد مستقيما ميرود بهشت ... آمده اند اصول و اساس اديان آسماني به ويژه اسلام را در دو چيز خلاصه كرده اند يكي اين كه توحيد به معني خداشناسي... يعني فقط خدا را بشناسد... قبول داشته باشد كه ذات بي مانندي هست كه جهان و آسمان را آفريده ... وقتي قبول كرد كه ذات بي مانندي هست كه جهان را آفريده فكر ميكنند كه ديگه موحد شدن ... اصل دوم كه درسته ... اصله احسان و خوبي كردن به مردم  ....

ولي كور خوانده اند اون مبلغان حيله گر... چون در زمينه توحيد ... اونقدر آيات قرآن و احاديث نبوي روشن و واضح است كه كوچكترين شكي در اين نيست كه اصل اولي كه اين بيچاره ها عنوان ميكنند كاملا بي اساس است ...

چون اصولا اصل خدا شناسي در قاموس پيامبران عنوان نشده .... براي اين كه شناخت خدا  نياز به پيامبر نداشته ... هيچ پيغمبري به امت خودش نگفته  كه خدا را بشناسيد  و وجود خدا را قبول كنيد ... تمام بشر بدون استثنا كساني كه عاقلن و کسانی كه نيمه عاقل هستند ... آفريدگار جهان را قبول داشتن ... براي اثبات اين موضوع صدها آيه و احاديث داريم نه يكي و دو تا و ده تا ... زيرا اعتقاد به وجود خدا فقط انسان بودن را ثابت ميكند لا غير .... يعني كسي كه پذيرفت خدا وجود دارد هيچ امتيازي كسب نمي كنه  فقط ثابت ميكنه كه انسانه .... عجيب اينجاست كه برخي از جوانان به اين مسئله چسپيده اند كه من چون معتقدم خدا هست  پس ديگه مومنم ... تمام شد... ديگه ... همين كه قبول كردم خدا هست كافيه ديگه ...

در حالي كه كليه بت پرستان جهان بلا استثنا تاكيد ميكنم بدون استثنا مجموع بت پرستان جهان  آفريدگار جهان را قبول دارند به نص قرآن"

ولئن سئلتهم من خلق السماوات والارض سیقولون الله

 (اگر از آنها(بت پرستان) بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده خواهند گفت الله)

 بت پرستان معتقدند : آفريدگار يكتاي بي مانند بي مكان  خيلي بزرگه خوب ما نميتونيم آن را بپرستيم ... ما اين بت ها را ميپرستيم  كه نزد خدا ارجمندن پيش خدا مقام بالايي دارند اينها پيش خدا شفاعت ما را ميكنند ... همين اصل بت پرستيست و به هيچ وجه بت پرست منكر خداي بي مانند نيست (خدايي كه ما ميپرستيم) خداي اصلي را قبول داره ... از جوانان  مومن  خواسته ميشود كه اين مسئله را به دقت مورد توجه قرار بدهند كه اعتقاد به وجود خدا هيچ امتيازي در مذهب و دين نداره ... فقط ثابت ميكنه انسانیم و بس... مث این میماند که بفهمیم زمین گرد است هیچ امتیازی کسب نکردیم از فهمیدن این که زمین گرد است ....

آيات مكرر قرآني بيانگر اينه كه بت پرستان مكه خداي واحد و بي مانند را قبول داشتند...

اولين دليل بر اين مطلب اینه که: هرگز در قرآن نيامده "اٍعرف الله "(بشناسيد خدا) و وجود خدا را قبول كنيد هميشه لفظ  " اّعبدو" به كار رفته (خدا را بپرستيد)

قرآن همه جا استدلال به اين ميكند كه اگر از مشركان مكه بپرسند كه چه كسي آسمانها و زمين را آفريده مشركان خواهند گفت الله (يعني اين كه بت پرستان خدايي كه مسلمانان ميپرستند را قبول دارند) در سوره يونس آيه 31 ميفرمايد به مشركان بگو:

قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ ﴿۳۱﴾

بگو(به مشركان) كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‏بخشد يا كيست كه حاكم بر گوشها و ديدگان است و كيست كه زنده را از مرده بيرون مى‏آورد و مرده را از زنده خارج مى‏سازد و كيست كه كارها را تدبير مى‏كند (مشركان)خواهند گفت:‏ خدا پس بگو آيا پروا نمى‏كنيد (۳۱)

بت پرستان مكه معتقد بودند كه خداوند يكتا و بي ماننده بي مكان روزي دهنده است و خداوند يكتا است كه مرده را زنده ميكند و زنده را ميميراند اين را آيات صريح قرآن در جاي جاي قرآن متذكر شده

ادامه بحث رو به مطلب بعدي اختصاص ميدم ... كه حجم مطلب زياد نشه و خواندنش هم راحت باشه ...

 


نوشته شده توسط 23 در یکشنبه هفدهم مرداد 1389

لينك مطلب


موضوعات
لینکدونی
جستجو
امکانات وبلاگ